
پیش از آنکه به سراغ بررسی تفاوتهای فنی برویم، باید به یک اصل مهم در دنیای حرفهای توجه کنیم: اصل تخصص. در پزشکی، هیچکس عقلش نمیرسد برای جراحی قلب به یک پزشک عمومی مراجعه کند. در مهندسی، برای ساخت یک پل، از یک مهندس معماری کمک گرفته نمیشود، بلکه مهندس عمران وارد عمل میشود. در حقوق نیز همین تقسیمبندی وجود دارد. حقوق علمی بسیار وسیع است که شامل حقوق مدنی، کیفری، تجاری، بینالملل، اداری و دهها شاخه دیگر میشود.
وکیل دادگستری معمولاً دانشی عمومی و جامع از تمام این شاخهها دارد. او میتواند در پروندههای طلاق، تقسیم ارث، دعاوی ملکی، چک بلامحل و کلاهبرداری ورود کند. اما تخصص یعنی عمیق شدن در یک بخش خاص. وکیل اداره کار کسی است که تمام عمر حرفهای خود را وقف فهم قوانین کار، تأمین اجتماعی، قراردادهای کاری و روابط کارگر و کارفرما کرده است. او نه تنها متن قانون را میداند، بلکه روح قانون، فلسفه تصویب آن و نحوه اجرای آن در عمل را نیز درک میکند. این تفاوت سطح دانش، اولین و مهمترین تمایز بین وکیل اداره کار و وکیل عمومی دادگستری است.
یکی از بارزترین تفاوتهای وکیل اداره کار با وکیل دادگستری، آشنایی با رویههای دادرسی متفاوت است. وکیل دادگستری عادت دارد در دادگاههای عمومی و بر اساس «آیین دادرسی مدنی» پرونده را پیگیری کند. در دادگاههای عمومی، تشریفات سنگینی وجود دارد. مهلتها طولانیتر است، روند ابلاغ اوراق رسمی و پیچیده است و قاضی بر اساس قواعد کلی دادرسی تصمیم میگیرد.
اما در اداره کار، ما با «هیأتهای حل اختلاف» و «هیأتهای تشخیص» روبرو هستیم. این مراجع اگرچه ماهیت قضایی دارند، اما رویههای اداری خاص خود را دارند. برای مثال، در اداره کار اصل بر سرعت و سهولت دسترسی کارگر به حق خود است. مهلتها بسیار کوتاهتر است (مثلاً مهلت اعتراض به رأی هیأت تشخیص تنها ۲۰ روز است). وکیل اداره کار با این سرعت و ضربآهنگ کاری هماهنگ است. او میداند که در اداره کار، نحوه ارائه دادخواست، نحوه ارجاع به بازرس کار و نحوه دفاع در جلسه با دادگاه عمومی فرق دارد. وکیل دادگستری اگر سابقه کافی در اداره کار نداشته باشد، ممکن است با این سرعت بالا و قوانین خاص اداری مانده و دچار خطاهای پروسهای شود که غیرقابل جبران هستند.
زبان حقوقی زبان پیچیدهای است، اما زبان حقوق کار پیچیدهتر و تخصصیتر است. اصطلاحاتی مانند «سنوات خدمت»، «عیدی کارگران»، «حق مسکن»، «حق بن کارگری»، «مزایای شغل»، «سخت و زیانآور بودن»، «ماهیت کار» و دهها اصطلاح دیگر، مفاهیمی هستند که در پروندههای اداره کار تکرار میشوند. وکیل اداره کار با این مفاهیم زندگی میکند. او میداند که تفاوت «حق اولاد» با «حق مسکن» در محاسبات چیست و چگونه باید بر اساس نرخهای روز شورای عالی کار محاسبه شوند.
وقتی یک وکیل اداره کار در جلسه هیأت حل اختلاف حاضر میشود، با کارشناسان و اعضای هیأت یک زبان مشترک دارد. او میتواند استدلالهای فنی ارائه دهد که کارشناس اداره کار به راحتی آن را درک کند. در مقابل، وکیل دادگستری ممکن است بر اساس مفاهیم کلی حقوق مدنی استدلال کند که در هیأت کار جواب نمیدهد. برای مثال، اثبات رابطه کارگری و کارفرمایی در اداره کار با اثبات قرارداد در دادگاه مدنی متفاوت است. وکیل اداره کار میداند که حتی در نبود قرارداد کتبی، با استفاده از لیست بیمه، فیش حقوقی و شهادت شاهدان چگونه باید رابطه کار را اثبات کرد؛ چیزی که ممکن است برای وکیل غیرمتخصص چالشبرانگیز باشد.
بخوانید: وکیل دیوان عدالت اداری
فلسفه وجودی قانون کار در ایران، حمایت از طبقه کارگر است. قانون کار به عنوان یک قانون آمره، بسیاری از حقوق کارگر را غیرقابل توافق و غیرقابل سقوط دانسته است. وکیل اداره کار به خوبی با این روحیه قانون آشنا است و میداند چگونه باید از این قوانین حمایتی به نفع موکل خود استفاده کند. اگر موکل او یک کارگر باشد، وکیل اداره کار با استناد به مواد قانونی که ناظر بر عدم امکان اسقاط حق سنوات یا عیدی است، فشار میآورد تا کارفرما نتواند با قراردادهای یکطرفه، حق کارگر را پایمال کند.
از سوی دیگر، اگر وکیل اداره کار از کارفرما دفاع کند، او تخصص دارد تا نشان دهد که کارفرما نیز حقوقی دارد و نمیتوان به نام حمایت از کارگر، به حقوق قانونی کارفرما ضربه زد. وکیل دادگستری ممکن است این ظرافتها را درک نکند. او ممکن است بر اساس اصل آزادی قراردادها دفاع کند که در حقوق کار پذیرفته نیست. وکیل اداره کار میداند کجا باید سختگیری کند و کجا میتوان با سازش، پرونده را به نفع موکل تمام کرد. این استراتژی دفاعی خاص، ناشی از سالها تجربه در پروندههای کاری است که وکیل عمومی فاقد آن است.
یکی از حوزههایی که تفاوت وکیل اداره کار با وکیل دادگستری کاملاً آشکار میشود، پروندههای مربوط به سازمان تأمین اجتماعی است. این پروندهها شامل اختلاف در سوابق بیمه، احراز سخت و زیانآور بودن شغل، دریافت مستمری بازنشستگی و از کارافتادگی است. این پروندهها در هیأتهای بدوی و تجدیدنظر تأمین اجتماعی مطرح میشوند که کاملاً متفاوت از دادگاههای عمومی هستند.
وکیل اداره کار با ساختار سازمان تأمین اجتماعی، قوانین خاص بیمهای و نحوه محاسبه سوابق آشنایی کامل دارد. او میداند که برای اثبات سخت بودن شغل باید به کدام بخش از سازمان مراجعه کرد و چه مدارکی لازم است. وکیل دادگستری ممکن است در پیچ و خم اداری سازمان تأمین اجتماعی گیر کند و نتواند راه درستی را برای احقاق حق موکل پیدا کند. پروندههای بیمهای اغلب نیازمند دانش فنی در مورد نحوه محاسبه حقوق بیمه و کسورات است که وکیل اداره کار به دلیل تخصص خود، بهتر از هر کسی از عهده آن برمیآید.
همانطور که اشاره شد، پروندههای اداره کار ذاتاً نیازمند سرعت عمل بالایی هستند. در دادگاههای عمومی، مهلتها معمولاً طولانیتر است و امکان درخواست مهلت بیشتر وجود دارد. اما در اداره کار، ضربآهنگ کار تند است. مهلت اعتراض به رأی هیأت تشخیص تنها ۲۰ روز است. مهلت ارسال لایحه دفاعیه در هیأت حل اختلاف نیز کوتاه است. اگر وکیل در این بازههای زمانی حساس اقدام نکند، رأی قطعی شده و موکل حق اعتراض خود را از دست میدهد.
وکیل اداره کار به دلیل تمرکز بر این پروندهها، همیشه این مهلتهای حساس را در ذهن دارد و به موقع اقدام میکند. او سیستم کاری خود را بر اساس سرعت اداره کار تنظیم کرده است. در مقابل، وکیل دادگستری که همزمان با چندین پرونده کیفری، خانوادگی و ملکی در دادگاههای مختلف سر و کار دارد، ممکن است به دلیل مشغله زیاد، مهلتهای کوتاه اداره کار را از دست بدهد. مدیریت زمان در پروندههای کاری یک اصل استراتژیک است و وکیل اداره کار با داشتن برنامهریزی دقیق برای جلسات هیأتهای حل اختلاف، از اتلاف وقت جلوگیری میکند.
یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای حقوق کار، تغییرات مداوم آن است. برخلاف قانون مدنی که سالهاست تغییر نکرده است، قوانین کار و تأمین اجتماعی دائماً با صدور بخشنامههای جدید از سوی وزارت کار، شورای عالی کار و سازمان تأمین اجتماعی دستخوش تغییر میشوند. نرخ حداقل دستمزد هر سال تغییر میکند، نرخ حق مسکن و بن کارگری تغییر میکند و قوانین مربوط به قراردادهای موقت اصلاح میشود.
وکیل اداره کار موظف است که همیشه این تغییرات را رصد کند و دانش خود را بهروز نگه دارد. این تفاوت بسیار مهمی است. وکیل دادگستری ممکن است از آخرین بخشنامه افزایش دستمزد سال جدید یا تغییرات قوانین بیمه مشاغل سخت بیخبر باشد و در لایحه خود از نرخهای قدیمی استفاده کند که منجر به ضرر موکل میشود. اما وکیل اداره کار به دلیل تخصصی بودن، همیشه آخرین تغییرات را در ناخودآگاه دارد و در محاسبات و استدلالهای حقوقی خود از جدیدترین بخشنامهها استفاده میکند. این آگاهی بهروز، یک امتیاز بزرگ در پیروزی پروندهها محسوب میشود.
بسیاری از پروندههای اداره کار در مرحله اول با هدف صلح و سازش مطرح میشوند. هیأتهای تشخیص تلاش میکنند تا کارگر و کارفرما را به توافق برسانند و پرونده را بدون صدور حکم قطعی حل کنند. در این مرحله، مهارت مذاکره وکیل بسیار حیاتی است. وکیل اداره کار با درک روانشناسی طرفین و شرایط اقتصادی، میتواند بهترین توافق را برای موکل خود بچیند.
وکیل دادگستری ممکن است عادت به جدل و دعوا در دادگاه داشته باشد و مهارتهای نرم مذاکره در محیط کار را نداشته باشد. او ممکن است فکر کند که تنها راه گرفتن حق، جنگیدن در دادگاه است. اما وکیل اداره کار میداند که گاهی اوقات یک مذاکره هوشمندانه در همان جلسه اول، میتواند حق کارگر را بدون اتلاف وقت و هزینه دادرسی بگیرد. او میداند چگونه باید با کارفرما مذاکره کرد تا حقوق کارگر را بگیرد بدون اینکه رابطه کاری کاملاً خراب شود (اگر موکل قصد بازگشت به کار دارد). همچنین او میتواند به کارفرما ثابت کند که پرداخت حق کارگر در همان مرحله اول، به نفع اوست و از هزینههای بیشتر دادگاه و جرائم دیرکرد جلوگیری کند.
بخوانید: هزینه وکیل برای اعسار مهریه
هزینهها همیشه یکی از دغدغههای اصلی موکلین است. تفاوت وکیل اداره کار با وکیل دادگستری را میتوان در نحوه محاسبه حقالوکاله نیز مشاهده کرد. وکلای دادگستری معمولاً بر اساس تعرفههای قانونی کانون وکلا که برای دادگاههای عمومی وضع شده، حقالوکاله دریافت میکنند که مبالغ آن میتواند بالاتر باشد. اما در پروندههای اداره کار، به دلیل حمایت قانون از کارگران و ماهیت این پروندهها، تعرفهها و توافقات متفاوتی وجود دارد.
وکیل اداره کار به دلیل تخصصی بودن کار، اغلب میتواند با موکل خود توافقی منعطفتر داشته باشد، به خصوص اگر موکل کارگری باشد که توانایی مالی بالایی ندارد. همچنین وکیل اداره کار به خوبی میداند که در پروندههای کارگری، هزینه دادرسی چگونه محاسبه میشود و آیا موکل معاف از پرداخت هزینه است یا خیر. این دانش مالی در پروندههای اداره کار به موکل کمک میکند تا با دید بازتری وارد پرونده شود و نگران هزینههای سنگین وکالت نباشد. وکیل اداره کار درک میکند که موکل او ممکن است حقوق ماهانهاش را دریافت نکرده باشد و با درک این شرایط، راهکارهای مناسبی برای پرداخت حقالوکاله ارائه میدهد.
حوادث ناشی از کار از جمله پروندههای حساسی هستند که نیازمند دانش ترکیبی حقوق کار و حقوق کیفری هستند. اگر کارگری در حین کار دچار سانحه شود، پرونده او دو جنبه دارد: جنبه تأمین اجتماعی (مستمری) و جنبه کیفری (دیه و مسئولیت مدنی کارفرما). وکیل اداره کار به دلیل تخصص خود، میتواند هر دو جنبه را به خوبی مدیریت کند.
او میداند که چگونه باید رابطه علیت بین حادثه و شغل را اثبات کند. وکیل دادگستری ممکن است در اثبات اینکه حادثه ناشی از کار بوده یا نه، دچار مشکل شود. اما وکیل اداره کار با استفاده از گزارشهای بازرسان کار، نظریات پزشکی قانونی و قوانین خاص حوادث ناشی از کار، میتواند دیه کامل و مستمری کارگر را بگیرد. همچنین او میداند که اگر کارفرما بیمه نکرده باشد، مسئولیت پرداخت دیه مستقیماً بر عهده اوست و چگونه باید آن را مطالبه کرد. این تخصص در پروندههای حادثه، جان و معیشت کارگر را تضمین میکند.
در سالهای اخیر، پروندههای مربوط به قراردادهای پیمانکاری بسیار زیاد شده است. کارگرانی که در پروژههای پیمانکاری کار میکنند اغلب نمیدانند که باید به پیمانکار شکایت کنند یا کارفرمای اصلی. وکیل اداره کار با تسلط بر ماده ۱۲ قانون کار، مسئولیت مدنی کارفرمای اصلی و پیمانکار را مشخص میکند.
وکیل دادگستری ممکن است در این پروندههای پیچیده که چندین شرکت و شخصیت حقوقی درگیر هستند، دچار سردرگمی شود. اما وکیل اداره کار میداند که چگونه باید طرف دعوا را صحیح شناسایی کند. او استدلال میکند که اگر پیمانکار توانایی پرداخت حقوق را نداشته باشد، کارفرمای اصلی مسئول جبران حقوق کارگر است. این نوع دفاع تخصصی باعث میشود تا کارگران بازیچه اختلافات شرکتها قرار نگیرند و حق خود را دریافت کنند.
در دادگاههای عمومی، ادله اثبات دعوی عمدتاً شامل سند رسمی، استشهادیه و اقرار است. اما در اداره کار، ادله میتوانند متنوعتر و غیررسمیتر باشند. وکیل اداره کار میداند که چگونه باید از پیامهای تلگرامی و واتساپی، ایمیلها، تاییدیههای بانکی و حتی عکسهای محیط کار به عنوان مدرک استفاده کند.
او میداند که چگونه باید یک لیست حضور و غیاب دستنویس را به مدرک معتبر تبدیل کند. وکیل دادگستری ممکن است این مدارک غیررسمی را نپذیرد یا نداند چگونه از آنها در دادگاه استفاده کند. اما وکیل اداره کار هنرش این است که از تکههای کوچک اطلاعات، یک پازل کامل از رابطه کارگری و کارفرمایی را بسازد و به قاضی هیأت حل اختلاف ثابت کند که حق با موکل اوست. این مهارت در کار با مدارک، نتیجه سالها تجربه در پروندههای کاری است.
یکی از وظایفی که وکیل اداره کار را از وکیل دادگستری متمایز میکند، مشاوره پیشگیرانه است. وکیل اداره کار فقط وقتی وارد عمل نمیشود که پرونده تشکیل شده باشد، بلکه میتواند قبل از بروز مشکل، به کارفرمایان و کارگران مشاوره دهد.
او میتواند به کارفرما کمک کند تا قراردادهای کاری استاندارد تنظیم کند که با قانون مغایرت نداشته باشد. او میتواند آییننامههای انضباطی شرکت را بررسی کند تا از جرائم اداره کار جلوگیری شود. به کارگران نیز مشاوره میدهد که قبل از امضای قرارداد سفید امضا، حتماً با وکیل مشورت کنند. این مشاورههای پیشگیرانه باعث میشود که هزینههای سنگین دادرسی در آینده کاهش یابد. وکیل دادگستری معمولاً زمانی وارد عمل میشود که مشکل ایجاد شده است، اما وکیل اداره کار با دید بازتری به روابط کار نگاه میکند و سعی میکند از بروز اختلاف جلوگیری کند.
یکی از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین حوزههایی که تفاوت وکیل اداره کار با وکیل دادگستری را بیش از پیش آشکار میکند، پروندههای مربوط به کارگران ساختمانی و مشاغل فصلی است. این قشر از کارگران اغلب فاقد قراردادهای کاری رسمی، کتبی و دائمی هستند و روابط کاری آنها معمولاً بر اساس دهانقول و توافقات شفاهی شکل میگیرد. در دادگاههای عمومی، اثبات یک رابطه حقوقی بدون سند رسمی بسیار دشوار است و وکیل دادگستری که عادت به کار با اسناد رسمی و سندها دارد، ممکن است در برابر انکار کارفرما در پروندههای ساختمانی ناتوان باشد.
اما وکیل اداره کار، به دلیل تجربه فراوان در این نوع پروندهها، خلاقیتهای خاصی در اثبات دعوا دارد. او میداند که در نبود قرارداد کتبی، میتوان از «شهادت شاهدان»، «تاییدیههای بانکی» که حقوق واریز شده است، «پیامهای رد و بدل شده» و حتی «عکسهای محیط کار» استفاده کرد. وکیل اداره کار میداند که چگونه باید با استناد به عملکرد کارفرما و نظارت او بر کار کارگر، رابطه کارگری را اثبات کند حتی اگر هیچ کاغذی امضا نشده باشد. همچنین در پروندههای حوادث ناشی از کار در ساختمانها که اغلب فاقد بیمه هستند، وکیل اداره کار با استناد به قوانین مسئولیت مدنی، کارفرما را ملزم به جبران خسارت میکند؛ چیزی که نیازمند دانش ترکیبی حقوق کار و مسئولیت مدنی است که وکیل متخصص از آن برخوردار است.
پروندههای کاری همیشه فردی نیستند. گاهی اوقات اختلافات به صورت دستهجمعی رخ میدهد یا مربوط به انتخابات شوراهای اسلامی کار و انجمنهای صنفی میشود. در این پروندهها، ابعاد حقوقی گستردهتر میشود و قوانین مربوط به تشکلهای کارگری و مذاکرات جمعی مطرح میشود. وکیل دادگستری ممکن است با قوانین خاص انتخابات شوراهای اسلامی کار یا نحوه تشکیل مجامع عمومی کارگران آشنا نباشد.
وکیل اداره کار اما با این ساختارها آشنایی کامل دارد. او میداند که چگونه باید در پروندههای مربوط به عدم پرداخت حق مسکن جمعی یا تغییر ناگهانی شرایط کار برای گروهی از کارگران وارد عمل شود. او میتواند به عنوان مشاور حقوقی در کنار نمایندگان کارگران در مذاکرات با مدیریت کارخانه حضور داشته باشد تا توافقات صورت گرفته ضمانت اجرایی قانونی داشته باشد. این نوع دفاع جمعی نیازمند استراتژی متفاوتی است که وکیل اداره کار با درک قدرت اتحاد کارگران و قوانین حمایتی تشکلها، آن را به خوبی مدیریت میکند.
پس از صدور رأی در هیأت حل اختلاف اداره کار، پرونده تمام نمیشود. طرفین محکومعلیه حق دارند ظرف مدت مشخصی به رأی اعتراض کنند. اگر اعتراض در هیأت حل اختلاف پذیرفته نشود، راهکار بعدی مراجعه به دیوان عدالت اداری است. در این مرحله، پرونده از حالت اداری خارج شده و کاملاً حقوقی و تخصصی میشود. وکیل دادگستری ممکن است در تنظیم دادخواست تجدیدنظر یا شکایت به دیوان عدالت اداری مهارت داشته باشد، اما وکیل اداره کار میداند که دقیقاً کدام نقاط رأی هیأت حل اختلاف قابل ایراد است.
وکیل اداره کار میداند که چگونه باید با استناد به «رأی وحدت رویه» یا «آرای دیوان عالی کشور»، نقص رأی بدوی را نشان دهد. او میداند که در دیوان عدالت اداری، بحث بر سر ماهیت کار نیست، بلکه بحث بر سر «خروج از حدود اختیار» یا «نقص در رسیدگی» است. این تفاوت رویهای در مرحله تجدیدنظر بسیار حیاتی است. وکیل اداره کار با تسلط بر رویههای دیوان عدالت اداری در پروندههای کاری، میتواند آرایی را که به ظاهر قطعی شدهاند، مجدداً به چالش بکشد و شانس پیروزی موکل را زنده نگه دارد.
با ورود شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها به بازار کار ایران، موضوع مالکیت معنوی و اختراعات کارکنان در محیط کار نیز به پروندههای اداره کار راه پیدا کرده است. گاهی کارگری در حین انجام وظیفه، ایدهای خلق میکند یا اختراعی ثبت میکند که مالکیت آن محل اختلاف است. آیا این اختراع متعلق به کارگر است یا کارفرما؟ وکیل دادگستری ممکن است در این حوزه دچار سردرگمی شود چرا که این پروندهها تلاقی حقوق کار با حقوق مالکیت فکری هستند.
وکیل اداره کار متخصص و بهروز، با قوانین جدید و قراردادهای نوین کاری آشناست. او میداند که چگونه باید قراردادهای عدم افشای اطلاعات (NDA) و قراردادهای مالکیت فکری را بررسی کند. او استدلال میکند که اگر اختراع در راستای وظایف شغلی و با امکانات کارفرما انجام شده باشد، متعلق به کارفرماست و اگر برعکس باشد، حق کارگر است. این نوع دفاع نیازمند دانشی است که مرزهای کاری و فکری را درک کند؛ چیزی که در تخصص یک وکیل اداره کار کارآزموده نهفته است.
در بسیاری از پروندههای اداره کار، نیاز به کارشناسی وجود دارد. این کارشناسی میتواند مربوط به محاسبه حقوق معوقه، میزان آسیب جسمی در حوادث ناشی از کار، یا بررسی شرایط محیط کار باشد. وکیل دادگستری با کارشناسان رسمی دادگستری سر و کار دارد که رویههای خاص خود را دارند. اما وکیل اداره کار با کارشناسان اداره کار و سازمان تأمین اجتماعی تعامل دارد.
وکیل اداره کار میداند که چگونه باید «کارشناسی خواسته» را دقیق تنظیم کند تا کارشناس در مسیر درستی گام بردارد. او میداند که اگر کارشناس محاسبات را اشتباه انجام داد، چگونه باید «اعتراض به نظر کارشناس» را تنظیم کند. او میتواند در جلسات کارشناسی حضور یابد و نکات فنی را به کارشناس متذکر شود تا نظر کارشناسی به نفع موکل تغییر کند. این تعامل نزدیک و حرفهای با کارشناسان، یکی از ابزارهای پنهان وکیل اداره کار است که منجر به تغییر نتیجه پرونده میشود.
با توجه به شرایط اقتصادی و مهاجران، تعداد قابل توجهی از اتباع خارجی در ایران مشغول به کار هستند. پروندههای کاری مربوط به اتباع خارجی دارای پیچیدگیهای خاص خود است، از جمله مجوزهای کار، روادیدها و قوانین مهاجرتی. وکیل دادگستری ممکن است با قوانین خاص اشتغال اتباع خارجی آشنا نباشد و نتواند دفاع موثری انجام دهد.
وکیل اداره کار اما با قوانین وزارت کار در خصوص اتباع خارجی، نحوه اخذ مجوز کار و حقوق کارگران خارجی آشنایی کامل دارد. او میداند که کارفرما نمیتواند بدون مجوز قانونی از اتباع خارجی استفاده کند و اگر استفاده کند، چه مسئولیتهایی دارد. همچنین اگر کارفرما به کارگر خارجی حقوق ندهد، وکیل اداره کار میداند که چگونه باید با وجود محدودیتهای قانونی برای اتباع خارجی، حق موکل خود را بگیرد. این تخصص در حقوق بینالملل کار و مهاجرت، وکیل اداره کار را از وکیل عمومی متمایز میکند.
یکی از وظایف پیشگیرانه که وکیل اداره کار انجام میدهد و وکیل دادگستری کمتر به آن میپردازد، مشاوره به کارفرمایان در تنظیم ساختار داخلی شرکت است. وکیل اداره کار میتواند به کارفرما کمک کند تا «آییننامههای انضباطی» و «دستورالعملهای داخلی» را به گونهای تنظیم کند که هم اختیارات مدیریت حفظ شود و هم با قانون کار مغایرت نداشته باشد.
بسیاری از کارفرمایان به دلیل عدم مشاوره با وکیل اداره کار، آییننامههایی تنظیم میکنند که در دادگاه بیاعتبار میشود و منجر به جرائم سنگین میگردد. وکیل اداره کار با بررسی ساختار شرکت، قراردادهای کار را استانداردسازی میکند. او میداند که کدام بندهای قراردادهای کار سفید امضا خلاف قانون است و باید حذف شود. این کار باعث میشود تا کارفرما در آینده در دعواهای کارگری، پایه قانونی محکمی داشته باشد. وکیل دادگستری معمولاً زمانی وارد میشود که آتش شعلهور شده است، اما وکیل اداره کار با مشاورههای تخصصی، از شعلهور شدن آتش جلوگیری میکند.
بخوانید: شماره وکیل مهریه
محاسبه حقوق معوقه و مزایای پایان خدمت به ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عمل یکی از پیچیدهترین بخشهای پروندههای کاری است. نحوه محاسبه اضافه کار، نرخ شبکاری، حق اولاد، حق مسکن و حق بن، هر کدام فرمولهای خاصی دارند که دائماً تغییر میکنند. وکیل دادگستری ممکن است بر اساس یک محاسبه ساده و تقریبی عمل کند که منجر به دریافت کمتر از حق موکل میشود.
وکیل اداره کار اما به عنوان یک حسابدار حقوقی عمل میکند. او با استفاده از نرمافزارهای تخصصی و فرمولهای بهروز، دقیقترین محاسبه را انجام میدهد. او میداند که چگونه باید سنوات کارگر را محاسبه کند که آیا ۳۰ روز است یا بیشتر. او میداند که چگونه باید عیدی را بر اساس روزهای کارکرد محاسبه کرد. این دقت در محاسبه، تفاوت چند میلیون تومانی در وصول حق موکل ایجاد میکند. وکیل اداره کار اجازه نمیدهد حتی یک ریال از حق موکل کم شود و با استناد به محاسبات دقیق کارشناسی، کارفرما را ملزم به پرداخت کامل میکند.
گاهی اوقات کارفرما بدون رضایت کارگر، ماهیت شغل او را تغییر میدهد یا در ترفیع و حقوق تبعیض قائل میشود. این موارد از نظر قانون کار ممنوع است مگر در شرایط خاص. وکیل دادگستری ممکن است این موارد را نقض قرارداد بداند، اما وکیل اداره کار میداند که اینها نقض «حقوق ذاتی کارگر» است.
وکیل اداره کار با استناد به مواد قانونی که تغییر ماهیت شغل را منع کرده است، از کارگر دفاع میکند. او میداند که چگونه باید ثابت کند که تغییر شغل صلاحیت کارگر را خدشهدار کرده است. همچنین در پروندههای تبعیض شغلی (مثلاً پرداخت حقوق کمتر به زنان نسبت به مردان برای کار یکسان)، وکیل اداره کار با استناد به قوانین بینالمللی کار و قانون اساسی، از موکل خود دفاع میکند. این نوع دفاع نیازمند درک عمیق از عدالت اجتماعی و حقوق شغلی است که در تخصص وکیل اداره کار نهفته است.
پروندههای کاری علاوه بر ابعاد حقوقی، ابعاد روحی و روانی شدیدی نیز دارند. کارگری که حقوقش را نگرفته است، برای نان شب فرزندش نگران است. کارفرمایی که با پروندههای متعدد روبروست، تحت فشار شدید است. وکیل دادگستری معمولاً رویکردی کاملاً حقوقی و خشک دارد و ممکن است از جنبههای انسانی غافل بماند.
وکیل اداره کار اما به دلیل ماهیت شغلش، با درد و دل کارگران و مشکلات کارفرمایان آشنایی کامل دارد. او نقش یک مشاور امین را نیز بازی میکند. او به کارگر روحیه میدهد و به او اطمینان خاطر میدهد که قانون در کنار اوست. او به کارفرما توصیه میکند که با پرداخت حق کارگر، از آبروی خود و شرکتش دفاع کند. این رویکرد انسانی و همدلانه، باعث میشود که رابطه وکیل و موکل عمیقتر شود و وکیل با انگیزه بیشتری برای احقاق حق تلاش کند. این تفاوت در نگرش و رویکرد، یکی از ویژگیهای متمایز وکیل اداره کار است.
در نهایت، با بررسی تمامی جوانب و تفکیک وظایف، به این نتیجه میرسیم که تفاوت وکیل اداره کار با وکیل دادگستری، تفاوتی بنیادین در نوع نگاه، سطح دانش و استراتژی دفاعی است. وکیل دادگستری نگهبان عدالت در دادگاههای عمومی است، اما وکیل اداره کار، سرباز خط مقدم نبرد برای نان و کار است.
انتخاب وکیل اداره کار به جای یک وکیل عمومی، به این معناست که شما فردی را انتخاب کردهاید که زبان محیط کار را میفهمد، با بخشنامههای روز آشناست، با کارشناسان اداره کار زبان مشترک دارد و از همه مهمتر، دغدغه او حفظ معیشت و امنیت شغلی شماست. در دنیای پرشتاب و پیچیده امروز، که قوانین کار دائماً در حال تغییر است و پروندههای کاری ابعاد حساستری پیدا کردهاند، اتکا به دانش تخصصی وکیل اداره کار نه یک لوکس، بلکه یک ضرورت است. ضرورتی که تضمین میکند حق شما ضایع نشود، صدای شما به درستی شنیده شود و عدالت در محیط کار به اجرا درآید. بنابراین، هر زمان که قدم در عرصه روابط کاری گذاشتید، به یاد داشته باشید که تخصص، کلید طلایی حل مشکلات شماست و وکیل اداره کار، نگهبان این کلید است.